باحالترینا گلچینی از باحالترینا!

چهره ها

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا قوانین پرشماری را باید رعایت کنند که مختص آن‌هاست اما از سویی دیگر نیز مجازند قوانین دیگری را هم زیر پا بگذارند، قوانینی که اگر شهروندی عادی از آن‌ها تخطی کند سر از زندان درمی‌آورد.

منتشر شده

در

 در این مطلب با ۱۰ قانونی آشنا خواهید شد که خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا به شکلی کاملاً قانونی قادرند آن‌ها را نادیده بگیرند.

۱ ) مصونیت بی‌چون و چرای ملکه‌ی بریتانیا

ملکه را نمی‌توان دستگیر کرد و تحت آیین دادرسی کیفری و مدنی قرار داد، درواقع او از این قانون مستثنی شده.

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

ملکه الیزابت دوم

ملکه مصونیتی بی‌چون‌وچرا دارد، بدین‌معنا که نمی‌توان او را تحت پیگرد قانون مدنی و کیفری قرار داد. او می‌تواند بارها و بارها مرتکب اعمال مجرمانه شود و کار چندانی از کسی برنمی‌آید. با این حال در وبسایت رسمی خانواده‌ی سلطنتی نوشته شده: «گرچه ملکه به لحاظ قانونی در بریتانیا مصونیت کامل دارد و از آیین دادرسی کیفری و مدنی مبراست اما همواره در تلاش است تا تمام قوانین موجود را سرسختانه رعایت نماید.»

۲ )  قانون حداکثر سرعت رانندگی

خانواده‌ی سلطنتی اجباری به رعایت محدودیت سرعت رانندگی ندارند اما صرفاً زمانی که حین خدمت و با همراهی پلیس باشند.

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

شاهزاده فیلیپ و ملکه الیزابت دوم در درشکه‌ی سلطنتی

از دیگر قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا این است که ملکه، نخست‌وزیر و باقی اعضای این خانواده‌ی سلطنتی هنگامی که در اسکورت پلیس و در خلال زمان خدمت باشند می‌توانند به هر حدی که می‌خواهند آهسته یا تند برانند. روزنامه‌ی سان در این مورد نوشته قانون راهنمایی و رانندگی بریتانیا پلیس، آمبولانس، آتش‌نشانی و دیگر ماشین‌های نظامی را مجاز می‌داند که قانون حداکثر سرعت مجاز را نادیده بگیرند. از آنجایی که خانواده‌ی سلطنتی حین خدمت همواره با اسکورت پلیس جابجا می‌شوند ماشین آن‌ها نیز در همین قانون می‌گنجد.

۳ ) ملکه برای مسافرت نیازی به پاسپورت ندارد

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

نام ملکه‌ی بریتانیا در تمام پاسپورت‌های شهروندان درج می‌شود، بنابراین خود ملکه دیگر نیازی به پاسپورت نخواهد داشت. گرچه باقی اعضای خانواده‌ی سلطنتی از جمله دوک اِدینبرو و شاهزاده‌ی ولز باید پاسپورت فردی داشته باشند.

۴ ) ملکه‌ی بریتانیا نیازی به گواهینامه‌ی رانندگی ندارد

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

مورد دیگر قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا عدم نیاز به گواهینامه‌ی رانندگی است. یعنی حتی اگر به لحاظ قانونی ممکن بود که ملکه‌ی بریتانیا را به خاطر سرعت بالا متوقف کرد، برای او گواهینامه‌ای هم منظور نشده که نشان پلیس دهد. ملکه الیزابت دوم رانندگی و مکانیکی را طی جنگ جهانی دوم در سن هجده سالگی‌اش آموخت، زمانی که ارتش بریتانیا بخشی با عنوان (خدمت ارضی بانوان) داشت و خدمت وظیفه‌ی بانوان محسوب می‌شد. ملکه از آن پس دیگر نیازی به آزمون رانندگی نداشت و همچنین می‌تواند بدون پلاک رانندگی کند.

۵ ) استفاده از فامیلی

اعضای خانواده‌ی سلطنتی مجبور نیستند از فامیلی‌شان استفاده کنند.

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

شاهزاده چارلز و شاهزاده ویلیام

اعضای خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا به لحاظ قانونی اجباری به استفاده از فامیلی‌شان ندارند. پیش سال ۱۹۱۷ اعضای خانواده‌ی سلطنتی هیچ فامیلی نداشتند اما اکنون ملکه الیزابت و شاهزاده فیلیپ برای فرزندان پسر خود فامیلی «مونتباتن ویندسور» را برگزیده‌اند.

۶ ) حق حضانت فرزند

یکی دیگر از قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا این است که شهروندان عادی باید برای کسب حق حضانت نوه‌هایشان به دادگاه بروند اما قانون، حق حضانت تمام نوه و نتیجه‌های ملکه را به او داده است.

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

ملکه الیزابت دوم و شاهزاده جرج

شاید برایتان جالب باشد که بدانید ملکه الیزابت دوم به لحاظ قانونی حق حضانت تمام نوه‌ها و نتیجه‌هایش را دارد، از جمله شاهزاده ولیام، و سه فرزند کیت میدلتون، یعنی شاهزاده جورج، شاهزاده شارلوت و شاهزاده لوئیس. این قانون که قدمتی ۳۰۰ ساله دارد شاید عجیب به نظر رسد و از آنجایی که بسیار بعید است ملکه نوه و نتیجه‌هایش را از پدر و مادرشان دور کند اما همچنان این قانون وجود دارد.

۷ ) معافیت از مالیات

اعضای خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا از پرداخت مالیات در شرایطی خاص معاف هستند.

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

ملکه الیزابت دوم، مگان مارکل، شاهزاده هَری و شاهزاده ویلیام در یک مراسم رسمی خانوادگی

از دیگر عجایب قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا همین مورد معافیت از مالیت است. طبق مقاله‌ای که در بیزنس اینسایدر منتشر شده ملکه الیزابت گرچه به لحاظ قانونی از پرداخت مالیات معاف است ما به صورت داوطلبانه مالیاتی را نسبت به درآمد و دارایی‌هایی که برای مقاصد رسمی به کار نمی‌روند پرداخت می‌کند. درآمد باقی اعضای خانواده‌ی سلطنتی، از جمله شاهزاده‌ی ولز و دوشسِ کورنوال نیز از پرداخت مالیات معاف هستند.

۸ ) معافیت از الزام شرکت در هیئت منصفه‌ی دادگاه

اعضای خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا از شرکت در هیئت منصفه‌ی دادگاه‌ها معاف هستند.

یکی دیگر از قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا این که از شرکت در هیئت منصفه‌ی دادگاه‌ها معاف هستند. در حالت عادی اگر فردی از شرکت در هیئت منصفه‌ی دادگاه‌ها سر باز بزند با جریمه‌ی ۱۰۰۰ پوندی روبرو می‌شود، اما ملکه و خانواده‌ی درجه‌ی یک او از شرکت در این جلسات معاف هستند.

۹ ) جشن تولد چندین باره

برگزاری چنده‌باره‌ی جشن تولد قطعاً غیرقانونی نیست اما آنقدرها هم عرف نیست که کسی تولدش را طی یک سال چند بار جشن بگیرد، البته به جز ملکه‌ی بریتانیا.

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

در وبسایت رسمی خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا نوشته شده که ملکه دو بار در سال تولدش را جشن می‌گیرد؛ جشن تولد اول که در تاریخ تولدش برگزار می‌شود و دومین مراسم جشن تولد وی نیز به صورت عمومی و در دومین شنبه‌ی ماه ژوئن برگزار می‌شود. البته دلیل این موضوع کاملاً مشخص است و کمی هم خنده‌دار. طی نسل‌ها حاکمان روز تولدشان را به صورت عمومی در روزی به جز تاریخ تولدشان جشن می‌گرفتند، خصوصاً اگر تاریخ تولدشان در یکی از روزهای زمستان یا پاییز بود. به همین دلیل برای آنکه بتوانند ملاحظات آب و هوا را هم در نظر بگیرند یک روز مشترک برای برگزاری این مراسم انتخاب شد.

۱۰ – معافیت از قانون آزادی اطلاعات

قانون‌شکنی های قانونی خانواده سلطنتی بریتانیا

آخرین موردی که از قانون‌شکنی های خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا طبق این قانون اعضای خانواده‌ی سلطنتی بریتانیا می‌توانند حریم خصوصی بیشتری به لحاظ مالی و فعالیت‌های روزانه‌شان نسبت به شهروندان عادی داشته باشند. مثلاً شهروندان عادی بریتانیا اجازه‌ی دسترسی به اطلاعاتی را ندارند که نشان می‌دهند خانواده‌ی سطلنتی با سرمایه‌های عمومی چه می‌کند و یا تا چه حد در سیاست‌های دولت اثرگذاری دارند.

تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهره ها

مینو اختر‌زند استاندار ایرانی تبار در سوئد

منتشر شده

در

توسط

مينو اخترزند

مینو اخترزند در سال  ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. دوران کودکى و نوجوانى خود را در تهران سپرى کرد و پس از دریافت دیپلم دبیرستان در سال ۱۹۷۴، به عنوان دانشجوی مهمان در موسسه سلطنتى فناورى سوئد در رشته مهندسى برق به این کشور مهاجرت کرد.

او در مصاحبه اى از سختى هاى دوران تحصیلى خود چنین گفت: «در سال ۱۳۵۸ که ما دانشجوی مهمان بودیم و برایمان از ایران پول می‌فرستادند، مدتی برایمان پول نیامد و زندگی بسیار مشکلی داشتیم تا این که دولت سوئد به ما اجازه کار نیمه وقت داد. من از هشت صبح تا پنج بعد از ظهر دانشگاه می‌رفتم و بعد از ظهر در اداره پست نامه تقسیم می‌کردم و شب‌ها درس می‌خواندم»

او اولین کار خود را در شرکت برق استکهلم به عهده گرفت. او می‌گوید اولین شغل وی در سوئد که از نظر خودش هم خیلی اهمیت داشته است. «مینو اخترزند» در طول دو سال خدمت در این شرکت، توانسته بود نظر مساعد مقامات این شرکت را به خود و عملکردش جلب کند.

مینو اخترزند

«مهندس اخترزند» پست‌های مدیریتی گوناگونی را در شرکت انرژی واتن فال را تجربه کرده است. «مینو اخترزند» پس از کارنامه درخشانش در شرکت انرژی و برق سوئد، به عنوان رییس راه‌آهن سراسری این کشور انتخاب شد. او می‌گوید هیچ تصویری از شغل بعدی خود نداشته، اما شباهت سیستم کار راه‌آهن و شرکت‌های برق در سوئد باعث شده است در پذیرفتن این شغل تردید نکند. او  عضویت در هییٔت ریٔیسه دانشگاه «سودرتورن» استکهلم را نیز دارد.

در حالى که در گذشته برخى از ایرانیان مقیم سوئد از مورد تبعیض قرار گرفتن به هنگام درخواست کار به دلیل داشتن نام هاى خود شکایت داشتند «مهندس اخترزند» با نامى که شاید تلفظش چندان هم براى سوئدى‌ها آسان نبود به این تعداد مناصب شغلى مهم در این کشور دست یافت.

«مینو اخترزند» در ماه می‌سال ۲۰۱۰ به سمت استانداری یونشوپینگ سوئد منصوب شد. وی نخستین ایرانی بود که سمت استانداری را درسوئد به عهده می‌گرفت. از ۲۰۱۶ تاکنون استاندار«واستمانلند» استانِ جنوبىِ این کشور مى باشند.

مینو اخترزند

«مینو اخترزند»در مورد شیوه مدیریتی خودش می‌گوید: «من در سیستم کاری خود همیشه تلاش می‌کنم مطابق آن‌چه در سوئد فرا گرفته‌ام، بین زن و مرد تفاوتی قائل نشوم. تنها چیزی که برایم مهم است، بازدهی در کار است. سیاست من این است که خود شخص از لحاظ کاری و روحیه مهم است و جنسیتش اهمیتی ندارد.»

«مینو اخترزند» درباره اینکه خود را ایرانی می‌داند یا خیر نظر جالبی دارد. وی می‌گوید:«موقعی که بیرون هستم و کار می‌کنم، فرهنگم سوئدی است و مدل رئیس بودنم هم سوئدی است، زیرا من برای اولین بار در سوئد وارد بازار کار شدم. ولی وقتی کارم تمام می‌شود و به خانه می‌آیم، کاملاً ایرانی ایرانی هستم و شوهرم نیز ایرانی است و در خانه فقط فارسی صحبت می‌کنیم.»

مینو اخترزند

آنچه که «مینو اخترزند» به عنوان کلید موفقیت بر آن تاکید می‌کند اعتماد به نفس و باور به خود است و اینکه همیشه باید به کاری که انجام می‌دهیم اعتقاد فراوان داشته باشیم. او همچنین معتقد است که اگر یک فرد در سوئد تمام تلاش و دقت خود را به کار بگیرد تا جایی که کاری انجام می‌دهد بازتاب داشته باشد، توجه مسئولان به این فرد جلب می‌شود.

ادامه مطلب

چهره ها

بخشی از کارنامه تصویری آلن دولن

منتشر شده

در

توسط

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

آلن دلون از جمله چهره‌های معروف سینمای فرانسه بود که در دهه شصت و هفتاد میلادی شهرتی جهانی کسب کرد. نام او بیش از همه با فیلم‌های جنایی و دراماتیک پیوند خورده است. آفتاب داغ، روکو و برادرانش، دسته سیسیلی‌ها، عقرب و آفتاب سرخ از جمله فیلم‌های معروف او هستند. این بازیگر خوش‌تیپ سینمای فرانسه امروز ۸ نوامبر ۲۰۲۰ هشتاد و پنجمین سالگرد تولدش را جشن می‌گیرد.

آلن دلون کودکی شیرینی را تجربه نکرد. پدر و مادرش هنگامی که او نسبتا کوچک بود، از هم جدا شدند. سرپرستی او به زوجی دیگر محول شد و پس از مرگ آنان نیز آلن مجبور شد در یک مدرسه شبانه‌روزی رشد کند. معلمان او را شاگردی می‌دانستند که به سختی می‌توان او را آموزش داد و تربیت کرد. به همین خاطر نیز او مجبور بود زود به زود مدرسه خود را عوض کند.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

در سال ۱۹۵۷ بود که دلون نخستین قرارداد بازیگری خود را در فیلمی سینمایی به امضا رساند و در فیلم Quand la femme s’en mèle نقش‌آفرینی کرد. درخشش آلن دلون در این فیلم سبب شد که توجه فیلم‌سازان و تهیه‌کنندگان به او جلب شود و او نخستین گام‌ها را در راه ستاره شدن بردارد.

یک سال بعد آلن دلون با رومی اشنایدر، چهره‌ی زیبا و معصوم سینمای آلمان آشنا شد. این زوج در سال ۱۹۵۹ نامزدی خود را اعلام کردند. رابطه آنها یکی از سوژه‌های محبوب نشریات و رسانه‌ها بود؛ رابطه‌ای که در نهایت با تلخی و جدایی پایان یافت و به عنوان عشقی ناکام در ذهن‌ها حک شد.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

فیلم جنایی آفتاب داغ، ساخته رنه کلمان که در سال ۱۹۶۰ به پرده سینماهای جهان راه یافت؛ آلن دلون را به شهرتی جهانی رساند و درهای حضور در محصولات سینمایی بین‌المللی را به روی او گشود. درخور توجه آنکه هالیوود چند دهه بعد نسخه‌ای تازه از این فیلم با بازیگری مت دیمن ساخت.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

یکی از فیلم‌های معروفی که آلن دلون در آن بازیگری کرده، یوزپلنگ، ساخته ویسکونتی، سینماگر برجسته ایتالیایی است. در این فیلم ستارگانی چون کلودیا کاردیناله و برت لنکستر نیز نقش‌آفرینی کرده‌اند. درخشش دلون در این فیلم به‌یادماندنی سبب شد که او مورد تحسین منتقدان سینمایی قرار گیرد و نامزد دریافت جوایز متعددی شود.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

نام آلن دلون بیش از همه با فیلم‌های جنایی و فیلم نوآر پیوند خورده است، از جمله با فیلم سامورایی به کارگردانی ژان پیر ملویل که در سال ۱۹۶۷ به نمایش درآمد. دلون در این اثر سینمایی در نقش قاتلی خونسرد ظاهر می‌شود که فقط به خاطر پول آدم می‌کشد. چهره‌ی جذاب و در عین حال سرد و بی‌احساس دلون را شاید بتوان بهترین گزینه برای ایفای این نقش دانست.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

آلن دلون در سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸ قدم به عرصه تهیه‌ فیلم هم گذاشت و صاحب دو شرکت فیلمسازی بود که از جمله فیلم معروف بورسالینو را به پرده‌ی سینماها فرستاد. در این فیلم خود دلون در کنار ژان پل بلموندو، یکی دیگر از چهره‌های محبوب سینمای فرانسه در دهه شصت و هفتاد، نقش‌آفرینی کرده است.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

در سال ۱۹۸۱ آلن دلون قدم به عرصه کارگردانی گذاشت و در فیلم Pour la peau d’un flic هم بازیگر بود و هم کارگردان. این فیلم جنایی از سوی منتقدان مورد استقبال چندانی قرار نگرفت. دلون در این اثر نقش یک کارگاه خصوصی را ایفا می‌کند.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

برگزاری مسابقات مشت‌زنی و اتومبیل‌رانی از جمله علایق شخصی آلن دلون محسوب می‌شوند. او حتی تجربیاتی هم در عرصه موسیقی کسب کرد و در سال ۱۹۸۷ با صدای خود آلبومی تحت عنوان Comme au cinéma به بازار فرستاد که با موفقیت روبرو شد.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

آلن دلون در اواسط دهه هشتاد میلادی در کنار بازیگری در فیلم‌های جنایی و اکشن به نقش‌آفرینی در فیلم‌های هنری و تاریخ روی آورد. از جمله این فیلم‌ها سوان عاشق(محصول ۱۹۸۴) است که فولکر اشلوندورف، سینماگر برجسته آلمانی آن را با اقتباس از رمان معروف مارسل پروست ساخته است.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

یکی از آخرین نقش‌های آلن دلون در فیلم آستریکس در بازی‌های المپیک است که او در آن ایفای نقش ژولیوس سزار، امپراتور رم را برعهده داشت.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

آلن دلون به‌رغم محبوبیتش در عرصه سینما، از لحاظ سیاسی و اجتماعی چهره‌ای بحث‌برانگیز بوده است. وطن‌پرستی افراطی، عشق به ناپلئون بناپارت و شارل دوگل و همچنین هواداری ‌او از حزب راستگرای جبهه ملی فرانسه به رهبری لوپن سبب شده که دلون بارها خبرساز شود.

آلن دلون؛ سامورایی در پاریس، زیبا و تنها

آلن دلون در طول چندین دهه فعالیت هنری و سینمایی خود در بیش از ۸۰ اثر نقش‌آفرینی کرد. جایزه سزار (۱۹۸۵)، بامبی(۱۹۸۷)، خرس طلایی برلیناله (۱۹۹۵) و دوربین طلایی (۱۹۹۸) به پاس یک عمر فعالیت هنری ‌از افتخاراتی است که در کارنامه او به ثبت رسیده است. دلون در سال ۲۰۱۲ نیز جایزه فستیوال معروف لوکارنو را به خاطر یک عمر فعالیت سینمایی‌اش دریافت کرد.

ادامه مطلب

چهره ها

زندگی نامه تصویری لئوناردو دی کاپریو

منتشر شده

در

توسط

لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو ویلهم دی کاپریو متولد ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در لس آنجلس، بازیگر، تهیه کننده و نویسنده امریکایی است. «لئوناردو دی کاپریو» خیلی زود دریافت که به بازی در برابر دوربین فیلمبرداری علاقه دارد. او در همان کودکی در چند تبلیغ تلویزیونی ظاهر شد.در سال ۱۹۹۳ بازی درخشان دی‌کاپریوی نوجوان در نقش پسری با معلولیت ذهنی به نام آرنی در فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟» توجه منتقدان را به خود جلب کرد. هنرنمایی دی‌کاپریو در این فیلم برایش نخستین نامزدی اسکار در شاخه بهترین هنرپیشه مرد نقش مکمل را به همراه آورد.

لئوناردو دی کاپریو

یک سال بعد از آن بود که لئوناردو دی‌کاپریو در فیلم «رومئو و ژولیت» به کارگردانی باز لورمان بر پرده سینما ظاهر شد. بازی در این فیلم خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین را از آن وی کرد. از آن پس نام لئوناردو دی‌کاپریو نه تنها به عنوان هنرپیشه‌ای توانا بلکه به عنوان هنرپیشه‌ای محبوب دختران جوان نیز بر سر زبان‌ها افتاد.

سال ۱۹۹۷ لئوناردو دی‌کاپریو با فیلم «تایتانیک» یک شبه به هنرپیشه‌ای تبدیل شد که در هر گوشه از کره زمین او را می‌شناختند. دی‌کاپریوی ۲۳ ساله برای بازی در این فیلم پرفروش برای دومین بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در شاخه بهترین هنرپیشه مرد شد.

لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو دی‌کاپریو در «مردی در نقاب آهنی» محصول ۱۹۹۸ نشان داد که از پس ایفای همزمان دو نقش متفاوت نیز به خوبی بر می‌آید. او در این فیلم که بر اساس یکی از داستان‌های سه تنفگدار، نوشته الکساندر دوما ساخته شده، نقش لویی چهاردهم و فیلیپ، برادر دو قلویش را بازی کرد. جرمی آیرونز و جان مالکوویچ از جمله همبازیان دی‌کاپریو در «مردی در نقاب آهنی» بودند.

لئوناردو دی کاپریو

در سال ۲۰۰۲ مارتین اسکورسیزی، کارگردان نامی هالیوود، لئوناردو دی‌کاپریو را برای بازی در فیلم «دار و دسته‌های نیویورکی» به خدمت گرفت. این فیلم سرآغازی بر همکاری درازمدت این دو با یکدیگر شد. مارتین اسکورسیزی یکی از انگیزه‌هایش برای فیلمسازی را حضور هنرپیشه‌ای به نام لئوناردو دی‌کاپریو در سینما اعلام کرده است.

لئوناردو دی کاپریو

استیون اسپیلبرگ کارگردان نامدار دیگری است که لئوناردو دی‌کاپریو را برای بازی به خدمت گرفته است. در فیلم دیدنی «اگر می‌توانی من را بگیر» به کارگردانی اسپیلبرگ، که بر اساس داستان زندگی یک جاعل حرفه‌ای به نام فرانک ابیگیل ساخته شده، دی‌کاپریو در کنار تام هنکس هنرنمایی می‌کند.

لئوناردو دی کاپریو

در سال ۲۰۰۴ لئوناردو دی‌کاپریو بار دیگر در برابر دوربین مارتین اسکورسیزی قرار گرفت. «هوانورد» دومین نامزدی اسکار برای دی‌کاپریو را به همراه داشت؛ این بار در شاخه بهترین هنرپیشه نقش اول مرد.

لئوناردو دی کاپریو

فیلم مهیج «الماس خونین» محصول سال ۲۰۰۶ که داستان تجارت غیرقانونی الماس‌های خونین در جنگ داخلی سیرالئون را روایت می‌کند، لئوناردو دی‌کاپریو را برای سومین بار نامزد دریافت اسکار کرد. اما در نهایت وی این بار نیز همانند دفعات قبل، دست خالی مراسم اسکار را ترک کرد.

لئوناردو دی کاپریو

«جاده انقلابی» دومین تجربه بازیگری لئوناردو دی‌کاپرو و کیت وینسلت در کنار یکدیگر، پس از فیلم تایتانیک بود. این فیلم تأثیرگذار داستان زندگی زوجی پر از امید و آرزو در دهه ۱۹۵۰ میلادی را روایت می‌کند. این زوج که به دنبال یافتن راهی برای تغییر در زندگی‌شان هستند، در نهایت به سرنوشتی تلخ دچار می‌شوند.

لئوناردو دی کاپریو

کلینت ایستوود، هنرپیشه و کارگردان مطرح هالیوود، در سال ۲۰۱۲ لئوناردو دی‌کاپریو را در فیلم «جی. ادگار» به بازی گرفت. این فیلم روایتگر داستان زندگی کاری جی ادگار هوور، اولین رئیس سازمان اف بی آی (FBI) است. در این فیلم دی‌کاپریو با کمک گریم و البته هنرنمایی درخشانش، بر پرده سینما بیش از ۵۰ سال پیرتر می‌شود.

لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو دی‌کاپریو با اغلب کارگردانان مطرح هالیوود همکاری داشته است. «جانگوی آزاد شده» محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی کوئنتین تارانتینو یکی دیگر از این همکاری‌های موفق به شمار می‌رود؛ فیلمی که هم نظر مثبت مخاطبان و هم منتقدان را به خود جلب کرد.

لئوناردو دی کاپریو

گتسبی بزرگ به کارگردانی باز لورمان، علیرغم بازی درخشان لئوناردو دی‌کاپریو نتوانست انتظار‌ها را آنگونه که باید برآورده کند. این فیلم بر اساس رمانی از اسکات فیتزجرالد ساخته شده که تاکنون برداشت‌های سینمایی متعددی از روی آن انجام شده است، از جمله فیلمی محصول سال ۱۹۷۴ با بازی رابرت ردفورد در نقش گتسبی بزرگ.

زمانی که «گرگ وال استریت» به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و بازی لئوناردو دی‌کاپریو به روی پرده سینما‌ها آمد، همه بر این باور بودند که اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول مرد این بار از آن دی‌کاپریوست.

لئوناردو دی کاپریو

اهدای جایزه گلدن گلوب بهترین هنرپیشه مرد به لئوناردو دی‌کاپریو هرچند در شاخه فیلم‌های کمدی یا موزیکال، موجب شد تا امید اهدای اسکار به وی بیشتر شود. بدشانسی محض دی‌کاپریو در اسکار ۲۰۱۴ داشتن رقیبی به نام متیو مک‌کاناهی بود که او نیز بازی درخشانی از خود در فیلم «مشتریان کلوب دالاس» ارائه داده بود؛ رقیبی که باعث شد این بار هم دی‌کاپریو از اسکار به دور بماند.

لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو دی کاپریو به خاطر بازی در فیلم «برخاسته از گور» بالاخره در پنجمین نامزدی برای بهترین بازیگری، جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اصلی را دریافت کرد.

لئوناردو دی کاپریو

همکاری بعدی لئوناردو دی کاپریو با تارانتینو فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» بود. این فیلم فضای سال ۱۹۶۹را در شهر لس آنجلس نشان می‌دهد. دی‌کاپریو با بازی چشم‌‌نواز خود در نقش بازیگری معروف که در حال افول است به‌خوبی اتفاقات و داستان‌های آن دوران را به ما نشان می‌دهد.

لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو دی‌کاپریو همانند بسیاری از ستارگان طراز اول هالیوود چندان علاقه‌ای به افشای جزئیات زندگی خصوصی‌اش ندارد، او اغلب مادرش را همراه با خود روی فرش قرمز اسکار می‌برد. همین امر موجب شده تا مجلات عامه‌پسند اغلب با لقب «پسر مامان» از او یاد کنند.

لئوناردو دی کاپریو

لئوناردو دی‌کاپریو به عنوان سفیر صلح سازمان ملل نیز انتخاب شد و در نشست عمومی این سازمان در نیویورک نیز سخنرانی کرد.

لئوناردو دی کاپریو

دی کاپریو فعالیت‌های وسیعی برای منابع طبیعی بخصوص حفظ و نگه‌داری گوریل‌ها انجام داده. لئو با موفقیت در سال ۲۰۰۶ مشغول ساختن فیلمی در مورد محیط زیست شد و این فیلم را به فستیوال کن برد.

ادامه مطلب

پنجدری