باحالترینا گلچینی از باحالترینا!

خواندنی ها

همه خودرو ‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

منتشر شده

در

در این مقاله نگاهی گذرا خواهیم داشت به خودرو‌های پلیس در ایران.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Mercedes Benz ۱۷۰S

جزو اولین خودرو‌های نیروی شهربانی آن روز‌ها یک «بنز» قدرتمند با توانایی فنی بالا بود. «مدل ۱۷۰»، یک بنز با موتورِ قدرتمند ۴ سیلندر به حجم ۱۶۷۹ سی سی بود که با ۳۸ اسب بخار قدرت به حداکثر سرعت ۱۲۲ کیلومتر بر ساعت می‌رسید.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

این بنز میان سایز از نسخه‌های لوکس تولیدات بنز در دهه ۴۰ میلادی بود و با انتخاب آن وجه‌ای بین المللی به نیروی انتظامی ایران تزریق شد. البته در آن زمان هنوز چراغ گردان و یا بی‌سیم بر روی این خودرو‌ها نصب نمی‌شد و تنها با لوگو و نوشته شهربانی و رنگ مشکی و سفید قابل تشخیص بودند. نمونه سالم آن را هنوز هم می‌توان یافت.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

volkswagen beetle

بیتل محبوب دنیا با موتور هواخنک جذاب خودش یادگاریِ ارزشمندی شد از «هیتلر» و «پورشه». رکورددار در بخش‌های مختلفی مثل دوام و تیراژ تولید که برای مقطعی نیز در خدمت شهربانی ایران بود. با داشتن یک موتور ۱۱۳۱ سی سی و با قدرت ۳۰ اسب بخار این بیتل زیبا به حداکثر سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسید. البته بعد‌ها تغییراتی در بخش فنی آن اعمال شد که باعث بهبود توانایی هایش بود، اما نکته قوت آن دوام و توانایی حمل پنج سرنشین بود.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Mercedes benz w۱۸۰

مدل بعدی بازهم از آلمان است. البته در آن سال‌ها بیش‌تر مدل‌های آلمانی و البته بعضاً مدل‌های آمریکایی مشغول خدمت رسانی بودند. مدل جذاب “w۱۸۰” با یک موتور ۶ سیلندر با حجم ۲۱۹۵ سی سی و با قدرتی معادل ۹۹ اسب بخار توانایی رسیدن به سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت را داشت و عملاً هیچ شانسی برای مجرمان باقی نمی‌گذاشت. این مدل نیز از تولیدات سطح بالای بنز محسوب می‌شد.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

dodge royal

خودروی بعدی این فهرست از آمریکایی‌های پرطرف‌دار است. «دوج رویال» از اوایل دهه ۴۰ به مدت یک دهه مشغول به خدمت شد. البته تعداد کمی از آن‌ها در اختیار نیرو‌های پلیس بود. به رسم فانتزی‌های هیجان انگیز آن دوره این دوج نیز به شکل یک سفینه طراحی شده بود و ابهت خاصی داشت. این خودرو با یک موتور ۸ سیلندر با ۱۸۹ اسب بخار قدرت و با قیمتی فراتر از ۲۰۰۰ دلار از نسخه‌های خاص خودروی پلیس ایران محسوب می‌شود.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Mercedes Benz w۱۱۴

باز هم بنز باز هم آلمان. نسخه “w۱۱۴” که با مدل ۲۳۰ آن را می‌شناسیم نیز از جان سخت‌های پلیس بود. در کنار خود یاران بسیاری دید که هیچ کدام دوام و توانایی او را نداشتند. با دارا بودن یک موتور ۶ سیلندر با سیستم سوخت رسانی جدید، این بنز در مدل پایه توانایی تولید بیش از ۱۱۵ اسب بخار را داشت. البته دوام خود را مدیون همکاری مرکز «بوش» می‌دانست. این بنز در مدل‌های مختلف تولید و به محبوبیت بالایی رسید.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

land rover defender

«دیفندر» را شاید بتوان اولین جان سخت همه جا رو نامید. با توجه به تنوع بالای جغرافیایی کشورمان نیاز بوده و هست تا خودرو‌های مختلفی برای خدمت خریداری شوند. برای محور‌های کوهستانی و برف گیر نیز این بریتانیایی سخت کوش مدنظر قرار گرفت. هر چند قانون منع استفاده از وسایل وارداتی در آن سال‌ها این خودروی دوست داشتنی را زود از چرخه خارج کرد، اما قطعاً جزو قابل احترام‌ترین خودرو‌های این فهرست است.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Mercedes Benz ۲۵۰

۶ سیلندر خراب نشویِ بنز را به مدت دو دهه در اختیار ناوگان انتظامی داشتیم که حتی در روز‌های سخت جنگ نیز دست از خدمت برنداشت و انصافاً از خوب‌های نیرو‌های پلیس بود. با داشتن یک موتور ۶ سیلندر و با قدرتی فراتر از ۱۵۰ اسب بخار این بنز توانایی رقابت با هر مدل را داشت و در عمل دست برتری را به مردان قانون می‌داد.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Peykan

شاید غیرمنتظره بود حضور «پیکان» در کادر خدمتی نیرو‌های انتظامی. پیکان نه سریع بود و نه کم مصرف، استهلاک بالایی داشت و اصلاً خودروی راحتی نبود، اما در بحبوحه جنگ و مشکلات فراوان دهه ۶۰ و البته اوایل دهه ۷۰ پیکان نیز به ناوگان پلیس پیوست. پیکان تولید داخل بود و ارزان‌تر تمام می‌شد. قطعات یدکی آن نیز ارزان و فراوان بودند و تعمیراتش هم بسیار آسان‌تر از رقبای پیشرفته آمریکایی و آلمانی اش بود.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Toyota Cressida

با شروع دهه هفتاد و پایان جنگ تحمیلی ناوگان پلیس که حالا خیلی خسته و از کارافتاده شده بود نیاز داشت با ترمیمی اساسی کارآمد شود. با بهبود روابط دیپلماتیک ایران با کشور ژاپن، این بار مسافری از سرزمین آفتاب مهمان کشورمان شد. ساخته باکیفیت، بادوام و قدرتمند «تویوتا» یعنی مدل «کریسیدا» به عنوان یار تازه نفس نیرو‌های پلیس به معرکه آمد. این خودرو را می‌توان جزو بهترین انتخاب‌های مسئولان دانست. خودرویی که با توجه به شرایط موجود و با بودجه مناسب خریداری شد و به مدت یک دهه مشغول خدمت بود.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

در مدل ضعیف تر، کریسیدا یک موتور ۴ سیلندر ۲۴۰۰ سی سی داشت که با ۱۱۰ اسب بخار قدرت از توان بالایی برخوردار بود. هندلینگ مناسب، پایداری خوب و مصرف معقول و البته دور از پیچیدگی فنی، از کریسیدا یک سرباز وفادار و آرام ساخت.

Peugeot ۴۰۵

خب! می‌رسیم به «۴۰۵». این خودرو را همه جا دیده اید؛ تاکسی‌های خصوصی و عمومی، پلیس محسوس و نامحسوس و بسیاری از ادارات. با داخلی سازی هر چه بیش‌تر ۴۰۵ علاقه سازمان‌های مختلف به آن هم بیش‌تر شد و نیروی انتظامی هم به دلیل قدرت قابل قبول و تعمیرات آسان و البته داخلی بودن آن تعدادی ۴۰۵ را در اختیار گرفت. هرچند با شروع دهه ۸۰ و آزادسازی واردات و البته ایمنی پایین آن تعداد قابل توجهی از آن را ندیدیم.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

نسخه فیس لیفت آن، «پرشیا»، هم به تعداد قابل توجهی به خدمت درآمد، اما بیش‌تر یا خودروی سازمانی بودند و یا پلیس نامحسوس.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

شروع دهه ۸۰ ورق جدیدی از ناوگان پلیس را گشود. وضعیت نسبتاً پایدار اقتصادی آن روز‌ها و روابط خوب دیپلماسی باعث حضور انواع و اقسام خودرو‌های روز دنیا در پلیس کشورمان شد. خودرو‌هایی که با آزادسازی واردات و افزایش جمعیت، به نظر، حضور به موقعی داشتند و با داشتن امکاناتی، چون ترمز ضد قفل و کیسه هوا و سامانه کنترل پایداری دست برتری را به نیرو‌های انتظامی می‌داد.

Ikco samand

با تولید اولین ساخته وطنی توسط «ایران خودرو»، این اتومبیل خیلی زود به ناوگان پلیس پیوست. همان همیشگی و موتور xu۷ باعث شد «سمند» پیچیدگی فنی بالایی نداشته باشد و البته با ایمنی بهتر نسبت به ۴۰۵ کهنه کار جای خوبی را برای خود دست و پا کرد. قیمت تمام شده پایین تر، قطعات یدکی به تعداد فراوان و البته ساخت ایران بودن که مایه غرور می‌شد، همه باعث حضور جدی سمند به عنوان خودروی وظیفه پلیس شد.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

در اقدامی قابل توجه نیز تعدادی سمند تجهیزشده مناسب نیروی پلیس به چند کشور از جمله ترکمنستان صادر شد که اگر همان رویه به درستی ادامه پیدا می‌کرد امروز سهم بیش تری از خودرو‌های خدماتی در بازار منطقه داشتیم.

Mercedes benz c۲۴۰

هرقدر انتخاب بنز‌ها در دهه ۴۰ و ۵۰ خوب صورت گرفت در دهه ۸۰ شاهد اشتباه‌های استراتژیک بسیاری از مسئولان بودیم که البته هرگز کسی پاسخ‌گوی این اشتباه نشد. «بنز c۲۴۰» علیرغم کیفیت فوق العاده و قیمت مناسب (در زمان خرید، این بنز‌ها هر کدام فقط کمی گران‌تر از یک دستگاه زانتیا بودند) دارای خرابی‌های متعدد سیستم جلوبندی بودند و حتا با وجود پذیرش مشکل از سوی کمپانی مادر، اما هرگز غرامتی پرداخته نشد تا باز هم شاهد شکست دیپلماتیک دیگری باشیم. با بهره گیری از یک موتور قدرتمند ۲٫۳ لیتری این بنز‌ها همین امروز هم توانایی درگیری با مدل‌های روز در ایران را دارند، اما نبود مکانیک آشنا، خرابی‌های متعدد سیستم فرمان، گران بودن قطعات یدکی، به خصوص قطعات تزیینی، از این بنز فقط یک شکست و البته دورنمای قشنگ ساخت.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Mercedes benz e۲۴۰

به نظر می‌رسید پس از انتخاب c۲۴۰ دیگر این اشتباه تکرار نمی‌شود، اما قیمت وسوسه کننده و البته غرور و وجه خاصی که بنز به نیرو‌های انتظامی می‌داد باعث شد “e۲۴۰” نیز به ایران بیاید. موتور قدرتمند و ۶ سیلندر آن با توانایی تولید ۱۷۵ اسب بخار قدرت، در دهه ۸۰ جاده‌های کشورمان را کاملاً تحت سلطه خود داشتند و بار دیگر عملاً فرصت را از مجرمان سلب می‌کردند.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

این سری البته با امکانات مناسب و نبود خرابی‌های نمونه c و صد البته به لطف همکاری ایران خودرو و بنز شرایط بهتری پیدا کرد و از نظر مکانیک و تعمیرات خیال خود را آسوده‌تر می‌دید. هر چند گران بودن قطعات یدکی باعث شد این بنز‌ها بیش‌تر در خارج از جاده‌های شهری حضور داشته باشند و حتا به نیرو‌های پلیس اخطار مراقبت از خودرو و عدم درگیری با مجرمان داده شود.

Xantia

خودرویی که طبق گفته‌ها حکم تیر گرفت، که نمی‌دانیم صحت دارد یا نه، در سمت خوب و مثبت ماجرا هم حضور داشت. استفاده گسترده از «زانتیا»‌ی سفید در پلیس نامحسوس باعث شد هر قانون شکن در رانندگی با دیدن یک دستگاه از آن‌ها خود را جمع و جور کند و حتا برای لحظاتی مانند یک انسان رانندگی کند. زانتیا با موتور قدرتمند و هندلینگ خوب علیرغم ایمنی ضعیف، خودرویی محبوب برای پلیس شد. البته هزینه تعمیرات بالا باعث شد این خودرو نیز مانند e۲۴۰ بیش‌تر در جاده‌های خارج شهری انجام وظیفه کند.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Nissan Maxima

ساخته باکیفیت «پارس خودرو» شاید کمی دیر، اما سرانجام به ناوگان پلیس پیوست. دور از پیچیدگی فنی، حضور مکانیک‌های زیاد و قطعات یدکی و البته شبکه خدمات پس از فروش خوب در کنار کیفیت و دوام ساخته‌های ژاپنی باعث شد «ماکسیما» تبدیل به یک انتخاب خوب برای نیروی انتظامی باشد. ماکسیما با موتور قدرتمند ۶ سیلندر خود توانایی‌ها بالایی دارد و از پس هر مأموریتی بر می‌آید.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Peugeot ۲۰۶

بعید به نظر می‌رسید «پژو ۲۰۶»، به عنوان یک هاچ بک شهری، به خدمت در آید، اما خب برای هر چیزی یک اولین وجود دارد. البته استفاده از هاچ بک‌های کوچک در ناوگان پلیس سایر کشور‌های جهان امری قابل انتظار است، اما تجهیزات و عملکرد آن‌ها با نسخه استاندارد متفاوت است. ۲۰۶، اما برای شهر‌های شلوغ خودرویی مناسب به نظر می‌رسد. تولید داخل است، مصرف کمی دارد، تعمیرات و تعمیرکارانش در دسترس هستند و البته از نظر فنی نیز با قابلیت مانور بالا و اندازه کوچک، مناسب تعقیب و گریز‌های شهری است.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Kia pride

«کیا پراید» یا «سایپا صبا» یا «سایپا ۱۳۱» یا حتا «سایپا نسیم» و «سایپا ۱۱۱»، که همگی یک خودرو هستند، نیز در اقدامی قابل توجه به ناوگان پلیس پیوستند. هر چند با توجه به کیفیت و دوام پایین و البته ویژگی‌های فنی ضعیف استفاده گسترده‌ای از آن‌ها نشد، اما به نظر انتخاب معقولی برای شهر‌های کوچک و کم جمعیت ایران هستند.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Nissan teana

پس از حضور موفق ماکسیما، دیگر ساخته باکیفیت پارس خودرو نیز انتخاب وسوسه انگیز و مطمئنی به نظر می‌رسید. در آن زمان‌ها «تیانا» با قیمتی در بازه ۷۰ میلیون تومان عرضه می‌شد و حتا با یک دوره افزایش قیمت نیز این سدان جادار ۶ سیلندر با توانایی‌های فنی و هندلینگ فوق العاده ارزش خرید بالایی برای خدمت داشت. دوام و کیفیت بالای این خودرو‌ها نیز باعث شد تا همین امروز، این خودرو‌ها در خدمت باشند و البته بدون خرابی‌های متعدد پاسخ‌گوی نیاز پلیس باشند.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Kia cerato

«کیا سراتو» پیش از مونتاژ در سایپا توانایی‌های فنی خود را به خوبی به اثبات رسانده بود. دینامیک رانندگی بالا و موتور قدرتمند و کم مصرف از سراتو گزینه ایده آلی ساخته بود، اما با توجه به وارداتی بودن آن و هزینه نگهداری بالا، دست نیروی‌های انتظامی از آن کوتاه مانده بود. با شروع مونتاژ آن توسط سایپا خیلی زود شاهد حضور سراتو به عنوان یک سرباز وظیفه قابل اطمینان در خدمت بودیم.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Toyota land cruise

شاید خاص‌ترین خودروی این فهرست «لندکروزر» باشد. تویوتای دوست داشتنی که در بسیاری از کشور‌های دنیا از ناوگان حفاظتی است و حتا در سال‌هایی خودروی رسمی نیرو‌های پیمان آنتلاتیک شمالی معرفی شده است. اما حضور نسل جدید آن در سال ۲۰۱۸ درست پیش از شروع ۱۳۹۷ با قیمت بالا حسابی سر و صدا کرد. البته لازم و ضروری است تا نیرو‌های امنیتی حفاظتی از تجهیزات مناسب و به روز بهره ببرند. لندکروزر با توانایی‌های حرکتی بالا و ایمنی مناسب در دوره‌هایی که انتخاب شده بود به خوبی امتحان پس داد و سربلند شد. کیفیت بی نظیر ساخت آن شاید حتا منبع صرفه جویی برای پلیس کشورمان باشد.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

با داشتن یک موتور ۶ سیلندر قدرتمند در مدل‌های اخیر لندکروزر نه تنها در محور‌های سخت و کوهستانی بلکه حتا در جاده‌های کفی نیز توانایی درگیریِ بالایی دارد. ایمنی مناسب آن نیز سربازان ارزشمند میهن را به خوبی محافظت می‌کند.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

Renault megane

دیگر ساخته باکیفیت وطنی نیز به جمع پلیس اضافه شد. «مگان»، که با مونتاژ مناسب در زمان نسبتاً مناسب خودروی به روزی محسوب می‌شد، با داشتن یک موتور قدرتمند ۲ لیتری به همراه جعبه دنده اتوماتیک گزینه‌ای ایده آل برای پلیس درون و برون شهری بود. با حضور شبکه خدمات پس از فروش و قطعات یدکی و البته قیمت خرید ارزان‌تر نسبت به سایر گزینه ها، مگان با ایمنی مناسب در تعداد قابل توجهی به خدمت درآمد.

همه خودرو‌های پلیس در ایران از ابتدا تاکنون

در نهایت، می‌توان به این فهرست اسامی دیگری همچون «مزدا ۳»، «سوزوکی گرند ویتارا» و.. را اضافه کرد که در بعضی موارد، مثل ویتارا، شاید تنها دلیل، تولید داخل بودن آن هاست که این خودرو‌ها را به نیروی پلیس اضافه کرده است.

امروز در دنیا بحث استهلاک و مصرف سوخت و آلایندگی برای خودرو‌های خدماتی بیش‌تر مد نظر است و از این رو تا پیش از مشکلات اقتصادی صحبت از حضور هیبرید «هیوندای»، یعنی «سوناتا»، نیز بود که امیدواریم با دانش فنی داخلی خیلی زود بتوانیم از خودرو‌های باکیفیت و کم آلاینده و قدرتمند برای نیرو‌های پلیس استفاده کنیم.

تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خواندنی ها

اینفلوئنسرها از مهسا ایرانیان تا جواد خواجوی

منتشر شده

در

توسط

ذائقه مردم را کور نکنید

در دنیای امروزی، کلمه اینفلوئنسر بیشتربرای توصیف کسانی به‌کار می‌رود که در کانال‌های دیجیتالی خود تعداد دنبال‌کننده‌های بالایی دارند. درآمد اینفلوئنسرهای فضای مجازی گاهی از دستمزد بازیگران سینمای ایران نیز بیشتر است.

خیلی از سریال‌هایی که ساخته می‌شود، چه برای پخش در رسانه ملی و چه شبکه نمایش خانگی یا حتی فیلم‌های سینمایی، از اینفلوئنسرها دعوت به همکاری کرده‌اند.

وجود برنامه‌ای مانند «خنداننده‌شو» خیلی به جوانان و افرادی که توانایی استندآپ کمدی داشته‌اند کمک کرده اما شاید قرار نیست هرفردی که در چند برنامه مقابل دوربین برنامه پرمخاطب «خندوانه» قرار گرفت از آن به بعد جزو هنرمندان محسوب شود.

در ادامه نگاهی انداخته‌ایم به افرادی که شهرت در فضای مجازی مثل یک سکوی پرتاب، باعث شده به سینما،تلویزیون و تئاتر راه پیدا کنند و راه سختی را که عده‌ای در پیش دارند با مشهور شدن در فضای مجازی، خیلی آسان‌تر طی کنند.

مهسا ایرانیان

ذائقه مردم را کور نکنید

مهسا ایرانیان با استنداپ کمدی «خندوانه» دیده شد و بعد از آن اجرای «ویتامین خ» در شبکه نسیم را برعهده داشت و به تازگی هم به‌عنوان راوی مسابقه «خانواده باحال» هم فعالیت می‌کند. او در کار دوبله و صداگذاری روی انیمیشن نیز تبحر دارد. بیشتر شهرت او به واسطه استندآپ در اینستاگرام و فضای مجازی است.


علی صبوری

ذائقه مردم را کور نکنید

علی صبوری با حضور و برنده شدن در برنامه «خندوانه» به شهرت رسید و طرفداران خاص خود را پیدا کرد. گفتنی است؛ صفحه او جزو پر طرفدارترین صفحات در اینستاگرام است. صبوری این شب‌ها در سریال «آخر خط» به کارگردانی علی مسعودی که از شبکه سه سیما در حال پخش است نقش‌آفرینی می‌کند. البته علی صبوری با تعهد حقوقی به مدت ۱۰ سال به تلویزیون متعهد شده که خارج از عرف و شؤونات کشور در فضای مجازی تولید محتوا نکند.


جواد خواجوی

ذائقه مردم را کور نکنید

جواد خواجوی، دوبلوری مشهدی زبان است که دابسمش‌هایش در شبکه‌های مجازی منتشر می‌شود. فعالیت جدی خواجوی با صداگذاری کلیپ‌ها و انتشار آن در صفحه شخصی‌اش، از آبان‌۹۶ آغاز شد و کم‌کم صفحه شخصی او هزاران طرفدار پیدا کرد. از آنجا که او در صداگذاری توانست موفق شود لذا از طرف خندوانه برای همکاری دعوت شد. او به واسطه شهرتش در اینستاگرام در دو سریال «محرمانه» و «سرباز» و تئاتر «عشق من حامد بهداد» نقش‌آفرینی کرده است و در حال حاضر در اتاق فکر برنامه اینترنتی «امشو» به کارگردانی مجید صالحی حضور دارد.


مجتبی شفیعی

ذائقه مردم را کور نکنید

مجتبی شفیعی هم جزو اینفلوئنسر‌های اینستاگرام است که فعالیت خود را از رادیو با ساخت آیتم‌های طنز برنامه «اینجا ایران است» آغاز کرد. اولین تجربه تصویری او ایپزود امانت‌دار سریال «قصه‌های تبیان» بود.او به مدت سه سال در رادیو اینترنتی «سرنا» بسیار مورد استقبال قرار گرفت تا اینکه سال ‌۹۷ با انتشار ویدیوهای اخبار زود نیوز به شدت سر زبان‌ها افتاد.


سهیل مستجابیان

ذائقه مردم را کور نکنید

سهیل مستجابیان از طریق برنامه دابسمش و لب‌خوانی کرد و در فضای مجازی به شهرت رسید. وی پس از این شهرت در نمایش «اتو پیای مشکوک»، «بگرد تا بگردم» و فیلم «بی‌حسی موضعی» به کارگردانی حسین مهکام نقش‌آفرینی کرده است. مستجابیان البته در واکنش به این فضایی که ساخته شده گفته بود که نزدیک به بیست سال سابقه کار تئاتر دارد.

ادامه مطلب

خواندنی ها

خفن ترین سرقت ‌های آثار هنری گران قیمت

منتشر شده

در

توسط

Image result for Theft of works of art

تابلوی “لبخند ژکوند”، “مونا لیزا” اثر لئوناردو داوینچی در سال ۱۹۱۱ میلادی از موزه لوور پاریس به سرقت رفت. “وینچنزو پروجیا” با لباس مبدل کارمندان موزه این تابلوی نسبتا کوچک را در زیر شنل خود مخفی کرد و به بیرون برد.

Image result for مونالیزا

پلیس او را دو سال بعد در سال ۱۹۱۳ بازداشت کرد و تابلو به موزه بازگشت. یک تاجر آثار هنری پروجیا را به پلیس معرفی کرده بود.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

این تابلوی رامبراند، نقاش معروف هلندی رکورد بیشترین سرقت جهان را در اختیار دارد و به شوخی به “رامبراند برای بردن” معروف است. این تابلو که پرتره “یاکوب د گین سوم” نام دارد تاکنون در سال‌های ۱۹۶۶، ۱۹۷۳، ۱۹۸۱ و ۱۹۸۶ و در مجموع چهار بار به سرقت رفته و خوشبختانه هربار پیدا شده است.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

در سال ۱۹۹۰ دو سارق با لباس مبدل ماموران پلیس وارد موزه “ایزابلا استوارد گاردنر” شهر بوستون آمریکا شدند و ۱۳ تابلو را با خود بردند. از آن زمان هیچ اثری از تابلو‌ها و سارقان اسرارآمیز یافت نشده است و هنوز هم قاب‌های خالی در موزه آویزان هستند.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

مردی در سال ۱۹۹۱ با مخفی شدن در توالت موزه ون گوگ در هلند موفق شد با همکاری یک نگهبان موزه ۳۰ تابلو که در میان آن‌ها این پرتره ون گوگ نیز بود را به سرقت برد. پلیس هلند یک ساعت بعد تابلو‌های به سرقت رفته را در اتومبیل سارقان فراری پیدا کرد. سارقان نیز چند ماه بعد دستگیر شدند.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

مادونا با بچه، اثر لئوناردو داوینچی به ارزش ۷۰ میلیون یورو در سال ۲۰۰۳ از قصری در اسکاتلند به سرقت رفت. دو سارق که به عنوان گردشگر به آنجا رفته بودند موفق به خلع سلاح نگهبانان و سرقت تابلو شدند. پلیس بعد از چهار سال جستجو، تابلو را در گلاسگو پیدا کرد.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

بزرگترین سرقت آثار هنری اروپا با سرقت چهار تابلو اثر پل سزان، ادگار دگا، وینست ون گوگ و کلود مونه (تصویر) به ارزش ۱۸۰ میلیون فرانک سوئیس در سال ۲۰۰۸ و در شهر زوریخ صورت گرفت. هر چهار تابلو بعدا پیدا شدند.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

این سکه طلا به وزن ۱۰۰ کیلوگرم از موزه “بوده” شهر برلین در سال ۲۰۱۷ به سرقت رفت. ارزش طلای سکه در آن‌زمان نزدیک به چهار میلیون دلار بود. سارقان احتمالا از طریق یک پنجره وارد موزه شده و سکه به بزرگی ۵۳ سانتیمر و قطر ۳ سانتیمر را که در کانادا و با چهره ملکه الیزابت ضرب شده، با خود بردند.


حیرت‌آور‌ترین سرقت‌های آثار هنری در تاریخ

یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های جواهرات اروپا در موزه Grüne Gewölbe (طاق سبز) واقع در درسدن، در شرق آلمان، روز ۲۵ نوامبر سال ۲۰۱۹ مورد دستبرد قرار گرفت. سارقان توانستند سه مجموعه گرانبها را از موزه خارج کنند. برخی از قطعات بی‌نظیرند و قیمت‌گذاری بر آن‌ها ممکن نیست. بازدید از موزه با تمهیدات مدرن امنیتی همراه است. سارقان احتمالا از یک پنجره وارد شده‌اند.

ادامه مطلب

خواندنی ها

سرنوشت ستون مرموز یوتا و رد پای فضایی ها

منتشر شده

در

توسط

در فیلم معروف ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey) اثر استنلی کوبریک که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد، اولین صحنه فیلم نخستی سانانی را نشان می‌دهد که در کمال شگفتی، یک ستون فلزی را در محل زندگی خود کشف می‌کنند.

با در نظر گرفتن این موضوع، جالب است بدانید که کشف ستون ایالت یوتای آمریکا هم ماجرایی شبیه به این صحنه از ادیسه فضایی دارد و همان‌طور که در ویدیو دیدید، دانشمندان این ایالت به شکلی مشابه یک شی مرموز و ناشناخته را در دل بیابان کشف کرده‌اند.

مقامات محیط زیستی یوتا می‌گویند که از داخل هلیکوپتر مشغول سرشماری گوسفندان قسمت جنوبی بیابان‌های این ایالت بودند که متوجه این شیء مرموز شدند. ارتفاع این ستون که هیچ تزئینات یا متعلقات خاصی ندارد، حدودا ۳ متر بوده و هنوز هیچ توضیحی در مورد ماهیت واقعی آن ارائه نشده است.

یکی از زیست شناسان سوار بر هلیکوپتر به هنگام پرواز از روی این ستون فلزی مرموز متوجه آن شد و همراه سایر سرنشینان، به سمت محل قرارگیری شی رفت تا آن را از نزدیک ببیند. همان‌طور که در ویدیو بالا دیدیم، ستون مورد نظر از جنس فلز بوده، به اندازه قد دو فرد بالغ ارتفاع دارد و به نظر می‌رسد که به صورت یک تکه ساخته شده است.

برت هاچینگ (Bret Hutchings)، خلبان هلیکوپتر که در ویدیو بالا صدای او را می‌شنویم، می‌گوید که پیدا کردن این شیء فلزی ناشناخته که مستقیما داخل زمین فرو رفته، ماجراجویی جالبی بود، اما نه در زمان کشف و نه حالا، کسی نمی‌داند که دقیقا چه چیزی در بیابان‌های یوتا کشف شده است.

هاچینگ می‌گوید که کشف این شیء ناشناخته دقیقا شبیه فیلم‌های علمی تخیلی بود و او و همکارانش به شوخی می‌گفتند که اگر یکی از آن‌ها با نزدیک شدن به ستون ناپدید شود، مابقی باید سریعا از آنجا فرار کنند. به نظر می‌رسد که این ستون فلزی مرموز به دقت درون زمین قرار گرفته و طوری جا داده شده که در طول زمان نیافتاده است.

مقامات ایالتی موقعیت دقیق این جسم مرموز را اعلام نکرده‌اند و گفته شده که محل مورد نظر برای کوهنوردان خطرناک است. این مقامات می‌گویند که انتشار خبر کشف چنین شیئی مطمئنا کوهنوردان آماتور زیادی را به این فکر می‌اندازد که به آن محل بروند تا راز این ستون ناشناخته را کشف کنند؛ اما همان‌طور که اشاره شد، رفتن به محل مورد نظر بدون وسایل ایمنی و به صورت گروهی، کار چندان عاقلانه‌ای نیست.


ارتباط با موجودات فضایی

هاچینگ می‌گوید که در طول تمامی پرواز‌هایی که با هلیکوپتر داشته، تاکنون چنین چیز عجیبی را ندیده و به احتمال قوی، یک هنرمند سخت‌کوش یا یکی از طرفداران پر و پا قرص فیلم‌های کوبریک ستون مورد نظر را وسط بیابان علم کرده است.

هیچ کدام از سرنشینان هلیکوپتر یا دانشمندان دیگری که این مسئله را بررسی کرده‌اند، نمی‌دانند که این ستون فلزی مرموز دقیقا چه ماهیتی دارد و به نظر می‌رسد که فعلا خبری از کشف ماهیت واقعی آن یا دلیل قرار گرفتنش در بیابان‌های یوتا نیست.

کشف ستونی عجیب در آمریکا

البته اخیرا تصویر ماهواره‌ای زیر از محلی در این بیابان‌ها دست به دست می‌شود که مربوط به سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ است؛ ادعا شده که شیء مورد نظر از همان زمان سر جایش قرار گرفته بوده و دانشمندان تنها به تازگی متوجه وجود ستون شده‌اند.


چه کسی آن را ساخته است؟

هنوز نمی‌دانیم. هیچ هنرمندی تاکنون اعلام عمومی نکرده است و وقتی که مقام‌های رسمی یوتا اتفاقی آن را پیدا کردند اثری روی آن ندیدند.

 در امریکا utah monolith

جیسون رایت، استاد اخترفیزیک در دانشگاه دولتی پنسیلوانیا، می‌گوید، بهرحال با اطمینان خاطر می‌توانیم بگوییم که این اثر کار یک هنرمند است نه یک آدم فضایی، انسان‌ها به وضوح توانایی ساختن هر اثر هنری مستطیل‌شکلی را دارند.

او توضیح می‌دهد: «این قطعه‌سنگ یکپارچه به وضوح چیزی است که انسان‌ها از عهده درست کردنش برمی‌آیند (و درستش می‌کنند!)، و در جایی است که انسان‌ها در آن رفت‌وآمد دارند؛ بنابراین هیچ دلیلی نمی‌بینم که فکر کنم این چیزی غیر از این است.»

هانتر می‌گوید: «این قطعه‌سنگ شبیه قطعه‌سنگ ۲۰۰۱: اودیسه فضایی است، اما از طرفی یادآور کار‌های هنری مینیمالیستی مانند آثار دونالد جود و رابرت موریس که در دهه ۱۹۶۰ رواج یافته بود نیز هست.»

هانتر می‌گوید: «اگر ۲۰۰۱: اودیسه فضایی، هرگز به خودآگاه عمومی ورود پیدا نکرده بود، هرگز این پرسش که آیا این شکل هندسی ساده توسط شکلی از حیات فرازمینی در این مکان مستقر شده، مطرح نمی‌شد.

هانتر می‌گوید، با همه این اوصاف، این حقیقت که این تخته سنگ در حیات وحش مستقر شده است، عجیب است.


چرا این شکل هندسی در صحرای یوتا مستقر شده است؟

نظریه هانتر این است که بخش‌هایی از ۲۰۰۱: اودیسه فضایی، در مانیومنت وَلی، در طول مرز بین آریزونا و یوتا، فیلمبرداری شده است؛ بنابراین خیلی محتمل است که هنرمند بخواهد به فیلم ادای احترام کند و یک قطعه سنگ واقعی را در مکانی مشابه قرار دهد

مونولیت

رایت می‌گوید، در این فیلم قطعه‌سنگ خارج از مکان بود؛ در زمینی ماقبل‌تاریخ و مدفون روی ماه و درست مانند قطعه‌سنگ‌های تخیلی، این یکی هم یک شکل برش‌خورده، خشن و صنعتی را در برابر صخره‌های طبیعی و سرخ‌رنگ قرار می‌دهد.


چه معنایی دارد؟

مانند تمام هنر‌های معمایی و بزرگ، این اثر نیز بروی تفاسیر مختلف گشوده است. چون هیچ هنرمندی توضیحی درباره اثر نداده است، پس مردم رؤیاهایش خودشان (بخوانید: بیگانگان و فرازمینی‌ها) را به آن نسبت می‌دهند.

معنای اصلی این اثر هرچه که باشد، بیشترین معنایی که به این قطعه‌سنگ چهارگوش نسبت داده شده ادای احترام به قطعه سنگِ فیلم کوبریک بوده است. هانتر می‌گوید، در سینما، این قطعه‌سنگ‌ها که مستطیل‌های سیاه‌رنگ بزرگ بودند به عنوان نوعی ابزار ارتباطی استفاده می‌شدند. این سنگ‌ها آگاهی هر کسی که آن‌ها را لمس می‌کرد افزایش می‌دادند و تکامل را به پیش می‌بردند.

 

تا‌آنجاییکه ما می‌دانیم، لمس این قطعه‌سنگ واقعی توسط نیرو‌های اداره امنیت عمومی که با ایستادن روی شانه‌های یکدیگر به خوبی آن را بررسی کردند، اثر مشابه نداشته است. اما، درست مانند فیلم، این یک شیء ساده گمراه‌کننده است که منتقدان معنای متفاوتی را به آن نسبت می‌دهند.

ناپدید شدن مونولیت یوتا

اداره امنیت عمومی یوتا به درخواست مصاحبه سی‌ان‌ان واکنش نشان نداد، اما بر اساس خبری که روز دوشنبه منتشر شد استقرار هر شیء هنری در زمین‌های عمومی که توسط دولت فدرال اداره می‌شود ممنوع است و این یعنی اثر هنری به زودی جابه‌جا خواهد شد.

برطبق اخبار منتشر شده «اداره مدیریت زمین است تصمیم‌گیری می‌کند آیا نیاز به تحقیقات بیشتر وجود دارد یا خیر.»
هانتر می‌گوید که این قطعه‌سنگ باید در میان صخره‌ها باقی بماند. «این ادای احترام بزرگی [به اثر کوبریک]است و رازآلود است.»

اگر این شیء در این مکان باقی بماند، هم گوسفندان کوهی و هم بازدیدکنندگان گیج می‌شوند و کم‌کم به مکان زیارتی برای دوستداران فیلم تبدیل می‌شود. هانتر هنوز امیدوار است که بیگانگان اعلام کنند صاحبان اصلی این قطعه‌سنگ هستند. البته پس از چند روز این شی ناپدید شد و تنها قطعه زیرین آن باقی ماند تا داستان مرموز ان همچنان بدون نتیجه باقی بماند

 

ادامه مطلب

پنجدری