باحالترینا گلچینی از باحالترینا!

خانه و خانواده

دیده شدن توسط کودکان هنگام رابطه جنسی پدر و مادر

کودک و رابطه جنسی والدین همیشه دو قطب مخالفی هستند که حتی کنار هم گذاشتن آنها در یک جمله هم برای پدر و مادرها سخت است.

منتشر شده

در

دستگیر شدن توسط کودکان هنگام رابطه جنسی برای پدر و مادرها از شوکه‌کننده‌ترین لحظات زندگی ‌به حساب می‌آید. یکی از سخت‌ترین و حتی خطرناک‌ترین چالش‌ها بعد از پدر و مادر شدن این نیست که هویت خود را به عنوان یک زوج از دست می‌دهید. شب‌های نزدیکی، مواقعی که در خلوت دو نفره هستید و بعد از مدتی عشق‌بازی، سعی می‌کنید بیشتر پیش بروید و رابطه جنسی خود را شدیدتر کنید که ناگهان در وسط ماجرا سر و کله بچه‌ها پیدا می‌شود!

اصولا فراهم کردن چنین زمان‌های خلوتی برای پدر و مادرها خیلی سخت است و از آنجا که خیلی از بچه‌ها همه چیز را می‌دانند حتی گاهی سعی می‌کنند عمدا این لحظات رمانتیک دونفره را خراب کنند. این وضعیت زمانی بدتر می‌شود که شما بیشتر از یک بچه داشته باشید! در چنین مواقعی نباید هول شوید و باید از عقلتان درست استفاده کنید. مثلا خودتان را بپوشانید و تظاهر کنید که در حال شوخی کردن با هم هستید. یادتان باشد که آنها بزرگ می‌شوند اما همچنان نگران تلافی کردن شما در لحظات هم آغوشی با همسرشان و انتقام گرفتن شما از آنها می‌شوند!

اگر شما هم گرفتار چنین لحظاتی شدید و خلوت رمانتیکی که با همسرتان دارید، با حضور نابه هنگام کودکان مختل شد، به شما در ادامه راهکارهایی را می‌گوییم که بتوانید از وضعیت بغرنجی که در آن گیر افتاده‌اید، با امنیت و راحتی خیال بیشتر عبور کنید و حتی بتوانید از آب گل‌آلود به نفع خودتان ماهی بگیرید. با روزیاتو همراه باشید.

کودک و رابطه جنسی والدین

۱- بگویید در حال جنگ قلقلکی هستید!

اگر در لحظات رمانتیک دونفره توسط کودک خردسال خود، که مثل جغدها تا دیروقت بیدار است، دستگیر شدید، می‌توانید بگویید در حال جنگ قلقلک هستید. اگر از شما بپرسید «چرا لباس بر تن ندارید؟» می‌توانید به او بگویید که «قلقلک بازی بدون لباس بیشتر کیف می‌دهد» یا مثلا «اگر لباس تنتان نباشد بیشتر قلقلکتان می‌گیرد.» به همین راحتی، قضیه را ختم به خیر کنید.

۲- همگی بلند بلند بخندید

اگر همراه فرزندان خود در تعطیلات به سر می‌برید و تصمیم می‌گیرید یک شب رمانتیک و خلوت دو نفره داشته باشید، مداخله فرزندان کار را خراب می‌کند و صحنه شوکه‌کننده‌ای هم برای آنها و هم برای شما پیش خواهد آمد. در چنین مواقعی، سعی کنید همه چیز را به شوخی بگیرید و همراه با همسرتان بلند بلند بخندید تا آنها فکر کنند شاهد بهترین لحظات با هم بودن والدینشان هستند. حتی اگر بزرگ هم بشوند، این صحنه را به عنوان لحظات لذت بخش والدین خود به یاد می‌آورند.

کودک و رابطه جنسی والدین

۳- اگر شکست خوردید، یک بار دیگر امتحان کنید

اگر خلوت دو نفره شما یک بار با حضور ناگهانی فرزندتان به اتاق خراب شد، می‌توانید او را به اتاقش هدایت کنید و بار دیگر مجددا به معاشقه بپردازید. اگر هم در شرایطی هستید که فرزند شما اتاق جداگانه ندارد، بهتر است تا زمانی که جو مناسب برای خلوت خود ایجاد نکرده‌اید و خیالتان راحت نشده است، از این کار پرهیز کنید.

۴- به فرزند خود بگویید خواب دیده است

اگر فرزند خیلی کوچکی دارید که سه یا چهار ساله است و ناگهان نیمه شب وارد خلوت دونفره شما شده، اما به دلیل تاریکی چیزی ندیده و فقط صدایتان را شنیده باشد، بعد از جمع و جور کردن خودتان، می‌توانید به او بگویید خواب دیده است و کلا با نفی همه چیز، قضیه را حل و فصل کنید.

کودک و رابطه جنسی والدین

۵- توضیح کافی بدهید

اگر فرزندتان بالاتر از ۱۰ سال دارد و تقریبا چیزهایی در مورد رابطه جنسی می‌داند، بهتر است در مواقعی که ناگهان به اتاق شما می‌آیند و شما را در حال رابطه جنسی یا حتی معاشقه ساده می‌بینند، خودتان را جمع و جور کنید و از او بخواهید از اتاق بیرون برود. سپس، هر چه سریع‌تر حقیقت رابطه جنسی را با فرزند خود در میان بگذارید زیرا اگر از شما و به زبان خودتان بشنود، خیلی بهتر از این است که از دوستانش در مدرسه بشنود.

۶- سرو صدا نکنید

در هنگام خلوت‌های شبانه دونفره با همسرتان، آن هم در هنگامی که فرزند بزرگسال دارید، سعی کنید سر و صدا نکرده و توجه او را به سمت اتاق خود جلب نکنید. اگر هم به شما گفتند که صدایتان دیشب تا اتاق ما می‌آمد، می‌توانید اعتماد به نفس داشته باشید و به شوخی به آنها بگویید که دفعه بعد رادیو روشن کنند یا هندزفری در گوش خود بگذارند تا صدای شما را نشنوند. اما خودتان هم خوب می‌دانید که باید بیشتر مراعات کنید.

کودک و رابطه جنسی والدین

۷- تقصیرها را گردن ماشین لباسشویی بیاندازید

اگر فرزند کوچک شما با شنیدن صدای تکان‌های تختخواب یا جیرجیر فنر آن از خواب بیدار شد و در هنگام رابطه جنسی به اتاق آمد، پتو را روی خودتان بکشید و تقصیر سر و صداها را گردن ماشین لباسشویی بیندازید که در حال کار کردن سر و صدا می‌کند. سپس، از او بابت شنیدن صدا و خبر دادن تشکر کنید. حالا وقتش رسیده از او بخواهید که به اتاق خوابش برگردد.

۸- وانمود کنید کابوس دیده‌اید

اگر فرزندتان از شنیدن صدای شما در هنگام رابطه جنسی وارد اتاق شما شد، هول نشوید. فیلم بازی کنید! مثلا می‌توانید طوری وانمود کنید که کابوس دیده‌اید و همسرتان در حال آرام کردن شما و بیدار کردن شما از آن کابوس بوده است. انگار همسرتان داشته شما را تکان می‌داده تا از خواب بیدار شوید و آرامش بگیرید.

کودک و رابطه جنسی والدین

۹- بوسیدن‌های خود را سانسور کنید

اگر در اتاق نشیمن جلوی تلویزیون در حال تماشای فیلم در آخر شب هستید و هوس بوسیدن همسرتان به سرتان می‌زند، مراقب باشید که در حین معاشقه، فرزند خردسال خود را در کنارتان نبینید، بهتر است سعی کنید جلسه را همین جا خاتمه دهید والا فرزندتان می‌خواهد او را هم ببوسید و شریک عشق بازی شما شود!

۱۰- در حمام را ببندید

اگر در حال حمام کردن هستید و همسرتان به شما ملحق می‌شود تا رابطه جنسی در حمام را تجربه کنید، یادتان نرود که در حمام را قفل کنید. در صورتی که فرزندتان در چنین مواقعی سر رسید، می‌توانید وانمود کنید که همدیگر را می‌شویید تا تمیز شوید. اما قبل از هر چیز بهتر است حسابی سر بچه ها را گرم کنید و مطمئن باشید که با شما تا مدت‌ها کاری ندارند و هوس غذا خوردن به سرشان نمی‌زند.

کودک و رابطه جنسی والدین

۱۱- کمی زبل و آب زیر کاه باشید

اگر فرزندتان هشت ساله شده اما هنوز هم کنار شما و روی تخت شما می‌خوابد، بهتر است در تصمیم خود برای رابطه جنسی در هنگام حضور او صرف نظر کنید زیرا او متوجه روابط جنسی شما می‌شود و نمی‌توانید انکار کنید. بهتر است او را به اتاق دیگر بفرستید و از خلوت دو نفره خود بهترین استفاده را ببرید.

۱۲ – از اطراف خود آگاه باشید

هنگامی که نیمه شب گرم رابطه جنسی پرحرارت خود هستید، به شما توصیه می‌کنیم که زیادی غرق ماجرا نشوید و حواستان به اطرافتان باشد. زیرا ممکن است بچه‌ها دزدکی شما را بپایند و حرف نزنند. آن وقت است که شاید مدت‌ها در حال تماشای شما باشند و صبح کلی سؤال‌های عجیب و غریب از شما بپرسند که پاسخی برای آنها نتوانید پیدا کنید.

کودک و رابطه جنسی والدین

۱۳- کودک را از اتاق بیرون نکنید

اگر فرزند دو  ساله شما نصفه شب، آن هم درست در هنگام رابطه جنسی شما، به اتاقتان آمد و از شما خواست او را به دستشویی ببرید، با عصبانیت به او نگویید که دیگر بزرگ شده و باید خودش تنهایی دستشویی کند و سپس در اتاق را روی او  ببندید! زیرا ممکن است همان جا پشتِ درِ اتاق خواب شما کار خودش را انجام دهد. در این حال، هم برای شما و همسرتان ناراحتی ایجاد خواهد کرد، هم خودش می‌ترسد و گریه می‌کند.

۱۴- فکر نکنید کودکان خوابگردی می‌کنند

اگر کودک شما شب‌ها عادت به خوابگردی دارد، فکر نکنید درست در زمانی که شما در حال رابطه جنسی هستید و ناگهان وارد اتاق می‌شود، در حال خوابگردی است. بهتر است خودتان را جمع و جور کنید، محلفه‌ای دور خودتان بپیچانید و او را به اتاق خودش برگردانید.

کودک و رابطه جنسی والدین

۱۵- وقتی شک داشتید، این اتفاق به درس زندگی تبدیل کنید

اگر فرزند نوجوان شما، شما را در حال رابطه جنسی دید یا به شما گفت که شب‌ها در هنگام هم‌بستر شدن با همسرتان، صدایتان را می‌شنوند، اصلا هول نشوید. از این فرصت برای این استفاده کنید که به فرزندتان درس زندگی بدهید. کافیست به او بگویید که شما و همسرتان همدیگر را خیلی دوست دارید و برای یک ازدواج سالم، داشتن رابطه جنسی خوب اهمیت زیادی دارد.

۱۶- همه درها را قفل کنید

اگر تصمیم دارید هر وقت از روز یا شب رابطه جنسی داشته باشید، قبل از هر چیز یادتان باشد که همه درها را قفل کنید و پرده‌ها را بکشید تا نه مزاحم داشته باشید نه در موقعیتی قرار  بگیرید که توضیح آن برایتان سخت باشد. در ضمن مجبور نیستید فیلم بازی کرده و  وانمود به چیزی کنید که اصلا وجود نداشته است.

تبلیغات
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

خانه و خانواده

مشکلات جوانان و نوجوانان در گفتگو با والدین

منتشر شده

در

توسط

بیشتر افراد با ورود به نوجوانی و جوانی، هر روز کمتر از دیروز با والدین خود گفتگو می‌کنند یا این صحبت‌ها صرفا به مسائل روزمره و تعریف اتفاقات روزانه خلاصه می‌شود. صحبت از عقاید، باور‌ها و احساسات تقریبا قطع می‌شود، چون هنوز فرد خود را در مقابل والدین، یک کودک می‌بیند. معمولا هم دلایل به ظاهر منطقی برای این گفتگو نکردن ذکر می‌شود مانند درک نشدن یا قضاوت شدن توسط آن‌ها. اما موضوع این جاست که یک فرد بزرگ سال مستقل نباید ترسی از دریافت قضاوت منفی داشته باشد. به عبارت دیگر باید انتخاب‌های آگاهانه انجام بدهد که حتی اگر والدین یا دیگران آن‌ها را تایید نکردند، با دلایل منطقی توجیه‌شان کند و دچار تنش روانی نشوند.

چرا مشورت با والدین سخت است؟!

شاید سبک فرزندپروری والدین اشتباه است

اما سوال این جاست که چرا بعضی افراد جرئت و توان گفت‌وگوی سازنده و از موضع برابر بزرگ سال‌-بزرگ سال را ندارند؟ بخشی از علت این موضوع به سبک فرزندپروری والدین که در آن هرگونه استقلال فرزند سرکوب می‌شود، باز می‌گردد. بعضی والدین مخالفت فرزندان را توهین و حاضر جوابی قلمداد می‌کنند. از سوی دیگر با عنوان حفاظت و مراقبت، امکان تجربه و یادگیری را از فرزندان دریغ می‌کنند. در چنین صورتی اگر فرزند خلاف میل آن‌ها تصمیمی بگیرد و ناموفق باشد با سرکوفت و تکرار عبارت «من که گفته بودم» او را مورد شماتت قرار می‌دهند.

این‌گونه رفتار‌ها اعتماد به نفس و عزت نفس فرزند را نابود و تا آخر عمر او را به یک فرد وابسته و ترسو تبدیل می‌کند. یادگیری بدون شکست بی‌معناست. همان گونه که کودک با افتادن و درد کشیدن راه رفتن می‌آموزد، نوجوان و جوان هم با اشتباه کردن و برخورد با عواقب آن بزرگ (البته بدیهی است منظور هر تجربه‌ای نیست، چون عواقب بعضی اتفاقات غیر قابل جبران است) می‌شود. پس والدین گرامی باید از اوایل نوجوانی به فرزند خود حق اظهار نظر بدهند و در باره مسائل شخصی اش اختیار را به خود او محول کنند و صرفا از دور نظارت داشته باشند. در بقیه مسائل مثل تصمیمات مالی، خرید، تغییر خانه و … هم باید با نوجوان خود مانند یک بزرگ سال رفتار کنند، نظراتش را جویا شوند و آن‌ها را نقد کنند و اجازه بدهند نوجوان هم نظرات آن‌ها را به چالش بکشد.

چرا مشورت با والدین سخت است؟!

اصول گفتگو درباره ارزش‌های اخلاقی

در باره ارزش‌های اخلاقی، ماجرا کمی متفاوت است. والدین باید اطلاعات هرچه بیشتری از تمام زوایای موضوع در اختیار نوجوان و جوان بگذارند و از او بخواهند در باره آن‌ها فکر و استدلال کند که چرا یک رفتار درست یا غلط است. مثلا تمام والدین نگران سیگار کشیدن فرزند خود هستند، اما صرفا با تحکم و ممنوعیت می‌خواهند از او محافظت کنند که نتیجه‌اش گاهی سیگار کشیدن با دوستان و پنهان کردن از والدین خواهد بود.

در حالی که می‌توان در این موارد، بدون قضاوت یا تحمیل عقیده، صحبت کرد و نظرات افراد ضد سیگار و افرادی که سیگار مصرف می‌کنند را در اختیار نوجوان یا جوان گذاشت و سپس با او صحبت کرد که چگونه فکر می‌کند؟ کدام نظر را به چه علت قبول دارد و بعد نظرات او را به چالش کشید. مثلا اگر نوجوان گفت، چون سیگار برای سلامتی مضر است پس نباید مصرف کرد، او را با این سوال که «پس چرا این همه افراد تحصیل‌کرده و حتی پزشکان سیگار می‌کشند» به چالش بکشید! این‌گونه کودک در مقابل وسوسه دوستان واکسینه می‌شود. در واقع در محیط امن خانواده به تمام جنبه‌های یک موضوع پرداخته شده است و شبهات پیش از طرح در ذهن فرزند بررسی شوند.

چرا مشورت با والدین سخت است؟!

برای نوجوان‌تان پدر و مادر باشید نه دوست

موضوع تاثیرگذار بعدی درباره سخت بودن مشورت با والدین نوع رابطه پدر و مادر‌ها با فرزندان است. معمولا می‌گویند با نوجوان و جوان خود دوست باشید، اما نمی‌گویند که نوجوان و جوان دوست لازم ندارد بلکه پدر و مادر می‌خواهد. قرار نیست پدری پسر نوجوان خود را به جمع مردانه دوستان خود ببرد تا با او دوست شوند بلکه باید نقش پدرانه خود را درست ایفا کند. نقش پدر ایجاد قدرت فیزیکی و روانی لازم برای برخورد صحیح با مشکلات زندگی است. به عبارت دیگر، پدر یا مادر باید نحوه و مهارت زندگی کردن را به فرزند خود بیاموزند نه این که با تصمیم گیری به جای او، فرزندشان را به یک بزرگ سال خام و بی‌تجربه تبدیل کنند.

چرا مشورت با والدین سخت است؟!

تنها چیزی که باید فرزند از والدین خود دریافت کند

به عنوان نکته پایانی باید بگویم تنها چیزی که باید فرزند از والدین خود دریافت کند، احساس دوست داشته شدن بی‌قید و شرط است. پدر و مادر باید به فرزندشان نشان دهند که در هر شرایطی او را دوست دارند، می‌پذیرند و از او حمایت می‌کنند. برای این کار باید از رفتار یا گفتاری که حاوی محبت یا حمایت مشروط باشد، به طور جدی پرهیز کرد.

ادامه مطلب

نوزاد و کودک

فرزندخواندگی و سوالاتی که باید از خود بپرسید

منتشر شده

در

توسط

آیا برای پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی آماده هستید؟

اگر شما هم می‌خواهید با جدیت به پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی فکر کنید، باید این موضوع را از زوایای مختلف بررسی کنید تا شتاب‌زده عمل نکرده باشید. جدای از این‌که مشورت شما با کارشناسان و مسئولان مرتبط با فرزندخواندگی ضرورت دارد، باید سوال‌هایی هم از خودتان بپرسید تا تصویر بهتری از ماجرا داشته باشید.

۱. چرا می‌خواهید یک کودک را به فرزندخواندگی بپذیرید؟

پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی واقعا تصمیم بزرگی است، بنابراین باید ببینید که انگیزه شما برای این کار چیست؟ دکتر سارا اسپرینگر، متخصص کودکان می‌گوید: «تن‌ها دلیل واقعا خوب برای پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی، همین است که واقعا از تهِ دل بخواهید در جایگاه والدین از کودک سرپرستی کنید».

۲. اگر دچار مشکلات ناباروری هستید، همچنان می‌توانید فرزندخوانده داشته باشید؟

در این شرایط قبل از این‌که کودکی را به فرزندخواندگی قبول کنید، باید احساسات و افکار خودتان درباره مشکل ناباروری و تلاش برای داشتن بچه را سبک‌سنگین کنید. دکتر دیوید برودزینسکی، روان‌شناس می‌گوید که ناباروری و همچنین درمان‌های اختصاصی ناباروری می‌توانند احساسات عمیق و ماندگاری را در شما ایجاد کنند. به همین دلیل هم بعضی افراد قبل از اجرایی کردن روند فرزندخواندگی، باید مرحله سوگواری به‌خاطر فقدان مرتبط با ناباروری را پشت سر بگذارند. در این موارد بهتر است که افراد با متخصصان سلامت روان مشورت کنند تا شتابزده اقدامی نکرده باشند.

آیا برای پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی آماده هستید؟

۳. آیا برای مسئولیت‌پذیری آماده هستید؟

پدر یا مادر شدن، یک تعهد مادام‌العمر است. اگر درحال حاضر بچه ندارید، آیا آماده تغییرات دائمی مرتبط با فرزندخواندگی هستید؟ آیا برای شروع تعهد مادام‌العمر در جایگاه پدر یا مادر آمادگی دارید؟ بسیاری از کودکان فرزندخوانده در خانواده جدیدشان واقعا زندگی خوبی دارند، اما بعضی کودکان هم با بیشتر شدن چالش‌ها برای خود و خانواده جدید مواجه می‌شوند. آیا برای چنین اتفاق احتمالی‌ای آماده هستید؟

۴. دقیقا می‌خواهید چه کسی را به خانواده اضافه کنید؟

دکتر اسپرینگر می‌گوید: «من همیشه به خانواده‌هایی که به‌تازگی فکر کردن درباره فرزندخواندگی را شروع کرده‌اند، پیشنهاد می‌کنم که حداقل به سه متغیر فکر کنند: سن کودک، پیشینه قومی کودک و قوانین داخلی و همچنین بین‌المللی فرزندخواندگی. البته این متغیر‌ها نیز براساس انتخاب‌های شخصی شما شکل می‌گیرند و درنهایت هیچ پاسخ کاملا درست یا کاملا نادرستی وجود ندارد».

آیا برای پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی آماده هستید؟

۵. آیا می‌توانید صبر کنید؟

فرزندخواندگی در همه جای جهان به تشریفات اداری، بررسی‌های حقوقی و قانونی و انتظار طرفین نیازمند است و بعضی فرزندخواندگی‌ها ممکن است بیشتر از حد رایج طول بکشد، بنابراین از خودتان بپرسید که آیا برای مواجهه با این مراحل اداری و حقوقی آماده هستید؟ و آیا می‌توانید برای مدتی صبر کنید؟

۶. آیا از نظر مالی آمادگی دارید؟

مسائل مالی مربوط به فرزندخواندگی در همه کشور‌ها یکسان نیست، اما به‌هرحال قانون هر کشوری هم شرایط مالی خاصی را برای رویه فرزندخواندگی تعیین کرده است، بنابراین جدای از این‌که باید درباره این حداقل‌های قانونی آگاهی داشته باشید، باید به همه هزینه‌های احتمالی برای فراهم کردن یک زندگی مطلوب فکر کنید.

آیا برای پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی آماده هستید؟

۷. آیا همسرتان از شما حمایت می‌کند؟

افراد متاهلی که می‌خواهند کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرند، باید مطمئن باشند که همسرشان هم برای انجام دادن این کار رضایت دارد. از طرف دیگر شما باید شرایط زندگی خودتان را بررسی کنید و ببینید که آیا دوستان و دیگر اعضای خانواده از انتخاب شما راضی خواهند بود؟ و آیا پس از شروع فرزندخواندگی از شما و فرزندخوانده‌تان حمایت خواهند کرد؟ اگر پاسخ به این پرسش منفی است، باید از خودتان بپرسید که آیا به‌تن‌هایی آمادگی مدیریت کردن زندگی را خواهید داشت؟

اگر به همه این پرسش‌ها پاسخ دادید و متوجه شدید که برای پذیرفتن یک کودک به فرزندخواندگی واقعا آماده هستید، آن‌وقت می‌توانید اقدامات قانونی بعدی را شروع کنید.

ادامه مطلب

نوزاد و کودک

مشکلات کودکان خجالتی یا بچه مثبت ها در زندگی

منتشر شده

در

توسط

این بچه‌ها ویژگی‌های رفتاری مشترکی دارند، شکایت نمی‌کنند، معمولا خجالتی‌اند، منظم‌اند، سرکش نیستند، معمولا مشکلی ایجاد نمی‌کنند، احساسات‌شان را خوب مدیریت می‌کنند و برای درس و مشق‌شان لازم نیست با آن‌ها سر و کله بزنیم. ما این بچه‌ها را «خوب» توصیف می‌کنیم و بدون در نظر گرفتن مشکلاتی که این صفت خوب بودن برایشان به‌همراه دارد از داشتن‌شان احساس غرور می‌کنیم و بر نیازهایشان کمتر تمرکز می‌کنیم و کمتر درباره‌شان دچار نگرانی می‌شویم.

اما این ویژگی‌های به ظاهر مثبت، فرزند «همه‌چیز تمام ما» را از نظر سلامت روان دچار آسیب‌های جدی می‌کند، چون آن‌ها خوب هستند فقط به این دلیل که یاد گرفتند که خوب باشند و خوبی آن‌ها فقط یک اجبار است و نه انتخاب. اگر تعبیر شما از فرزند خوب همین ویژگی‌های بالاست، به شما هشدار می‌دهیم که واقعیت تلخی در کمین آن‌هاست. در ادامه، نکاتی در این‌باره و همچنین آسیب‌های داشتن چنین تفکری مطرح خواهد شد.

عجالتا، اجازه بدهید، فرزندانتان، کمی «بد» باشند

قربانی قلدری دیگران می‌شود

از این‌که فرزند شما خواسته‌های‌تان را بی‌هیچ کم‌وکاست و اعتراضی انجام می‌دهد، احساس غرور می‌کنید؟ او در برابر تقاضا‌ها هیچ اظهارنظری نمی‌کند، چون به‌دلیل ذات مطیع بودنش، مورد ستایش و قدردانی اطرافیان قرار گرفته است. این بچه خوب در اجتماع دوستی‌اش ممکن است از سوی دوستان یا همسالانش تحت فشار و اذیت قرار گیرد تا کار‌هایی را انجام دهد که هیچ تمایلی به انجامش ندارد. در نوجوانی و بزرگ سالی، احتمال این که از نظر جسمی مورد سوء‌استفاده قرار بگیرد بسیار است، زیرا طبیعت سازگار و منفعل او اجازه نمی‌دهد که در برابر رد خواسته‌های مصرانه دیگران که برخلاف میلش است مقاومت کند، موضعی محکم داشته باشد و از خودش دفاع کند.

احساس نداشتن رضایت در او تشدید می‌شود

به ظاهر کودک «خوب» شما احساس رضایت و خوشحالی دارد، چون همواره به دلیل مطیع بودنش مورد توجه همه است. این کودکان در برآورده کردن انتظارات اطرافیان متخصص هستند، اما در واقع این‌طور نیست و افکار و احساسات واقعی آن‌ها نادیده گرفته می‌شود! این بچه‌ها، چون هرگز مخالف نظر پدر و مادر کاری را انجام نداده‌اند، نمی‌توانند پیش‌بینی کنند که اگر کاری را به شیوه‌ای متفاوت انجام دهند چه اتفاقی می‌افتد.

در نتیجه به مرور از اشتباه و خطر کردن می‌ترسند و بی‌نظر دیگران هیچ تصمیمی نمی‌گیرند و تا بزرگ سالی بیشتر تمایل دارند دنبال‌کننده و پیرو باشند، درحالی‌که افراد از اشتباه‌های خود برای تجربه‌های بزرگ‌تر در آینده درس می‌گیرند. در سال‌های نوجوانی که هم سن‌و‌سالانشان به‌تدریج استقلال فکری خود را به رخ می‌کشند، بچه‌های «خوب» از ترس خشم والدینشان بی‌اراده می‌مانند. نداشتن استقلال فکری این بچه‌ها را تا بزرگ سالی به فردی بدخلق و ناراضی تبدیل می‌کند و در ارتباطشان با اطرافیان دچار مشکل می‌شوند. از طرفی، چون از تلاش مداومشان برای رضایت والدین خسته می‌شوند ممکن است خیلی زود به فردی سرکش و عصیان‌گر تبدیل شوند.

عجالتا، اجازه بدهید، فرزندانتان، کمی «بد» باشند

تاب‌آوری عاطفی‌شان کاهش می‌یابد

تصور کنید که شما در اوج عصبانیت، مجبور شوید این احساس را سرکوب کنید. این وانمود کردن می‌تواند زندگی داخل و خارج از خانه شما را تحت‌تاثیر قرار بدهد. برای بچه‌های خوب هم همین وضعیت را می‌توان تصور کرد. این بچه‌ها از این که نمی‌توانند خودِ طبیعی شان باشند و احساس واقعی خود را ابراز کنند عصبانی می‌شوند و بر این احساسشان سرپوش می‌گذارند و با گذشت زمان خود را ناتوان و تنها می‌بینند. در صورت تداوم، این حالت‌ها حتی می‌تواند منجر به افسردگی شود و در نهایت سلامت روان شان را تهدید کند. کودکان در روند رشد عاطفی خود نیاز دارند گاهی مقابل پدر و مادر قرار بگیرند و موافق آن‌ها نباشند تا فرد بودن خود را شکل دهند و رشد کنند.

احساس فراموش‌شدگی می‌کنند

والدین فکر می‌کنند که بچه‌های خوب نیاز به توجه و حمایت ندارند. آن‌ها بر این باورند که این گونه بچه‌ها می‌توانند در هر شرایطی از خود مراقبت کنند و کار‌های شخصی خود را در مسیر درستی پیش ببرند. با چنین دیدگاهی ناخواسته نیاز‌های عاطفی فرزند خود را نادیده می‌گیرند. آن‌ها کودک را با مجموعه‌ای از احساسات به حال خود رها می‌کنند تا خود به تنهایی با آن‌ها روبه رو شود، غافل از این که کودک اغلب در انجامش ناتوان است.

در چنین شرایطی، نیاز‌های عاطفی نادیده گرفته‌شده، در آینده نه چندان دور در قالب بیماری‌های جسمی در او ظاهر می‌شود. کودک در بزرگ سالی احتمالا برای رهایی از موقعیتی که در آن قرار دارد به دنبال راه فرار است و در شرایط خیلی حاد به مواد مخدر به‌عنوان مکانیسمی برای مقابله با آن روی می‌آورد.

عجالتا، اجازه بدهید، فرزندانتان، کمی «بد» باشند

مرحله مهم نوجوانی و تجربیاتش را از دست می‌دهد

معمولا در مدرسه بچه‌ها از طرف مربی و آموزگارشان برای هر رفتار مثبتی که در لحظه از آن‌ها سر می‌زند تشویق می‌شوند. در این‌صورت طبیعی است که بچه خوب بیش از دیگر همکلاسی‌هایش مورد توجه مسئولان قرار بگیرد. با این شرایط به مرور زمان، دیگر بچه‌ها فقط به این دلیل که او تنها فردی است که همیشه به خاطر رفتار‌های بدون نقص اش تشویق می‌شود، در برابر او موضعی غیردوستانه می‌گیرند. در نهایت آن‌ها بچه خوب را به حال خود رها می‌کنند و او در دوست‌یابی با مشکل روبه‌رو می‌شود و به همین راحتی او نقاط عطف و تجربیات مهم دوران نوجوانی مثل روابط دوستی را از دست می‌دهد و تبدیل به نوجوانی ناراضی و منزوی می‌شود.

عجالتا، اجازه بدهید، فرزندانتان، کمی «بد» باشند

قرار نیست فرزندتان را آزاد بگذارید

بنابراین فراموش نکنید که گاهی بدقلقی و نافرمانی بچه‌ها از جمله رفتار‌های چالشی است که تجربه کردنش برای آن‌ها ضروری است. این چالش‌ها روشی برای یادگیری مهارت‌های بین فردی مثل خوب بودن با دیگران، سرسخت بودن، قوی‌بودن در تصمیم‌گیری، قابل احترام بودن در عین مخالفت کردن و رشد خلاقیت در اوست. البته قرار نیست والدین فرزندشان را آزاد بگذارند تا خودخواسته عمل کند، در واقع والدین مشاور و حمایت‌گر او در موقعیت‌هایی هستند که پیش از آن تجربه‌ای نداشته است. نتیجه این رفتار پرورش فرزندانی مستقل، مسئولیت‌پذیر و با اعتماد به نفس است که به موقع «نه» می‌گویند، درست تصمیم می‌گیرند و موفق هستند.

ادامه مطلب

پنجدری